- بازديد امروز: 46
- بازديد ديروز: 8
- بازديد هفته: 119
- بازديد ماه: 107
- بازديد كل: 22058
- تعداد کل صفحات: 20
- صفحه کنونی: 5
- پشتیبان: ایران گلدن
رژیمی که اهمیتی نمیدهد کارگر وکارمندش چه مقدار حقوق میگیرد آیا میگیرد یا نمیگیرد چه زمانی حقوقش پرداخت میشودیا نمیشود و خیلی خوشحال خواهد شد که کارگرو کارمندش خودرابازخرید کند، یا کاری کند که منجر به اخراجش شود، رژیمیست که باعث شده این دو قشرزحمت کش جامعه به جای یک شغل دو یا سه شغل داشته باشند و در نتیجه زمان اندکی را در کنار خانواده هایشان سپری کنند دخترنوجوانشان چون همیشه نیاز به محبت پدر داشته وهیچگاه نتوانسته آنطور که باید آنرا بدست آورد در ابتدای سنین نوجوانی برای خود دوست پسری که خدا میداند چگونه انسانیست خوب است یا بد برگزیده است درهر صورت چه بد باشد وچه خوب دختری در این سن وسال قادر به تشخیص آن نیست ، پسر جوان همین کارمند وآن کارگر مالامال ازانرژی جوانیست اما هیچکس به او این اجازه را نمیدهد تا انرژیش را تخلیه کند هیچ مکانی برای او در نظر گرفته نشده تا او ساعاتی ازدوران جوانیش رادر آنجا سپری کند واسب سرکش درونش را رام کند هر چندوقت یک بار به بهانه های گوناگون مانند نوع پوشش و مدل مو یا زمانیکه با دوست دخترش قرار ملاقات دارد دستگیر میشود واگر شانس بیاورد سر از کهریزک در نیاورد کلی به شخصیتش توهین میشود ،همین جوان کم کم به تفریحاتی رو می آورد که درخفا انجام میشود (مانند مصرف مشروبات الکلی و مصرف انواع مواد مخدر) البته واضح است که جوانان به دلیل اینکه مواد مخدر در ابتدای مصرف آن اثری از خود مانند بوی دهان (بعد از خوردن مشروب تا مدت زیادی بوی الکل از دهان شخص مصرف کننده به مشام میرسد) بر روی شخص باقی نمیگذارد به سمت آن کشیده میشوند و کم کم جوان نگونبخت به این مواد عادت میکند و میشود یک معتاد تمام عیار که روزها از خانه خارج میشود و شب هنگام زمانیکه پاسی از شب گذشته باشد به منزل بازمیگردد چون درآمدی ندارد به سراغ جیب پدر و کیف پول مادر میرود اما هنوز کمی انسانیت داردتا همه پول را برندارد مقداری را برای آنها باقی میگذارد و بقیه را بر میدارد پدر و مادر میدانند که کار اوست امابه رویش نمیآورند از ترس اینکه مبادا برود ودیگر بازنگردد و این است هدیه جمهوری اسلامی به پاس زحمتی که کشیده اند و فرزندی را با هزار زحمت ومکافات بزرگ کردند تا در پیری عصای دستشان باشد اما ... حتی پزشکان هم که میگویند از وضعیت مالی بهتری بهره میبرند از این قائله مستثنا نیستند امروزه یک پزشک متخصص در اروپا تا جائیکه من شنیده ام حق ندارد روزانه بیش از ده بیمار را معاینه کند، اما در ایران همین پزشک متخصص از صبح کله سحر از منزل خارج میشود اگر خوش شانس باشد میتواند برای نهار به منزل بیاید ومجدادا بعد از دو ساعت از منزل خارج شده بین ساعت یازده تا یک شب به منزل مراجعه میکند فکر میکنید در مقایسه با قانون معاینه بیماران دربعضی از کشورهای اروپایی چند برابر بیشتر بیمار معاینه میکند ؟ حدود ده تا دوازده برابر یعنی بین صد تایکصدوبیست نفر ! اگر مقایسه ای بین فرزندان کارگران وپزشکان صورت گیرد نتیجه این میشود که فرزندان پزشکان متخصص و جراح کمتر از محبت والدین خود برخوردار هستند اما از نظر مالی نسبت به فرزندان کارگران وکارمندان دررفاه بیشتری هستند که همین رفاه زیادی بلای جانشان میشود پدر و مادراینگونه فرزندان چون فرصت این را ندارند فرزندانشان را از محبت سیراب کنند سعی میکنند با پرداخت پولهای کلان این کمبود را برای فرزندان خود جبران کنند اینکه یک پزشک چرا بیش از دیگران کار میکند دلیلش این است که جامعه و فامیل چنین شرایطی را برایش رقم زده است همه میگویند او یک پزشک است و باید وضع مالیش بهتر باشد اقوام درمراسم گوناگون بیش از دیگران از او توقع دارند حتی اگر به فروشگاهی برود و فروشنده متوجه پزشک بودن او شود مانند آدمهای طلبکار و گویی که این پزشک دارو ندار او رابالا کشیده باشد تمام اجناسی را که به او میفروشد به چند برابر قیمت حساب میکند و کلی هم منت سرش میگذارد امااین فروشنده یک لحظه به این فکر نمیکند که این شخصی که درحال حاضر پزشک است چه مکافات و بد بختیهایی را متحمل شده تاتوانسته خود را به این مرحله برساند اگر یک سری به دانشگاه بزند و وضعیت دانشجویان پزشکی و دیگر رشته ها را ببیند خواهد دید که 80 درصد دانشجویان از وضعیت مالی خوبی برخوردار نیستند و حتی در بعضی موارد برای خرید مایحتاج تحصیلی خود توانایی ندارند . پدران ومادران در ایران به طور دائم از آینده فرزندان خود وحشت دارند چرا که دراین شرایط حاکم بر جامعه هر آن امکان داردفرزند دلبندشان رابه اعتیاد و خلافهای دیگر بکشاند بسیار دردآور است که کسی در کشور خود آنهم در شرایطی که جنگی وجود ندارد نتواند آینده فرزندان خود را تضمین کند، حتی در افغانستان هم که سی سال است درشرایط جنگی و بی خانمانی بسر میبرد از این جهت شرایطی به مراتب بهتری وجود دارد ، و دلیل آن این است که رژیم ایران برای سر پا بودن نیاز دارد که آندسته از مردم که جزء طرفداران رژیم نیستند و حتی بیطرف هستند جوانانشان به سمت اعتیاد کشیده شوند تا هیچگاه بر علیه دولت اقدامی نکنند چرا که یک فرد معتاداز دستگیر شدن به دلیل نقطه ضعف خود یعنی اعتیاد می هراسد، به همین دلیل در اعتراضاتی که در سال گذشته در تهران و شهرستانها انجام شد بسیاری از جوانان علیرغم مخالفت شدید با حکومت حاکم در اعتراضات شرکت نکردند چون اعتیاد داشتند، البته فقط این جوانان مبتلا به اعتیاد نبودند که شرکت نکردند بلکه بسیاری از پدران و مادران هم هستند که اعتیاد دارند و آنهاهم دراعتراضات از ترس دستگیری شرکت نکردند مسئله معتاد کردن جوانان در ایران در استانهای مرزی که دولت مخالفانی به مراتب بیشتر دارد مانند خوزستان ، بوشهر، هرمزگان، سیستان و بلوچستان ، خراسان و استانهای دیگری چون کرمان، لرستان، اصفهان، ایلام،فارس و... بیشتر به چشم میخورد به طور مثال در بندر عباس چیزی که من با چشم خود دیده ام را نقل میکنم در یکی از خیابانها مرکزی شهر بندرعباس به نام خ کمربندی محدوده ای هست به نام سربالایی کمربندی در کوچه های این محدوده وقتی وارد شوید مردان، زنان و کودکانی را میبینید که هر کدام یک پلاستیک فریزرکه داخل آن مواد مخدر به صورت بسته های کوچک بسته بندی شده دست گرفته اند و به صورت علنی مواد فروشی میکنند دولتی که ادعا دارد اطلاعات بسیار قویی دارد میتواند ادعا کند از این مواد فروشها که عنوان کردم خبر ندارد یا نه خبردارد و سیاست داخلیش ایجاب میکند که جوان جنوبی معتاد باشد؟ کاش لااقل جوانان خونگرم و غیور جنوب فزندان دلیران تنگستان را میگویم چشمانشان را باز میکردند، لااقل هر کدام به نوبه خود یک نفر از جوانان معتاد شهر خود را آگاه میکرد وبه او میفهماند که این دولت است که میخواهد او در دام اعتیاد باشد یکی از همین معتادین برای من تعریف کرد که به شهر قم رفته بود و با چند گرم تریاک (زیر 10 گرم) دستگیر میشود هر چه التماس میکند فایده ندارد و خلاصه اینکه به خاطر همان مقدار تریاک کارش به زندان میکشد و ادامه داد که یک سال ونیم بعد با مقداری هروئین در بندر عباس دستگیر شدم ومرا به پاسگاه برده بازداشت کردند، اگر با همان مقدار هروئین در قم دستگیر میشدم حداقل 20 سال زندان برایم حکم میکردند اما با دادن هشتاد هزار تومان رشوه به مامورمرا سوار ماشین کردند وبردند همانجا که دستگیر کرده بودند آزاد کردند مواد مخدرم را هم به من پس دادند آنهایی که به قوانین حاکم بر کلانتریها آشنا هستند میدانند که از داخل بازداشتگاه آزاد شدن یعنی اینکه رئیس پاسگاه هم در جریان رشوه بوده است، این هم سیاست دولت است که چنین مامورانی را به اینگونه شهرها میفرستند تا در این موارد سخت گیری نکنند . بگذریم از هر گوشه گوشه ایران بوی خیانت به مشام میرسد امابایدازاین خائنین پرسید به چه خیانت میکنید به که خیانت میکنید آیا تا کنون از خودپرسیده اید؟ منظورم خ.ر یا ا.ن نیست که اینان نه تنها ایرانی نیستند که بویی از انسانیت هم در وجودشان نیست منظورم مردم ایرانند آنان که نشسته اند و میگویند یک لقمه نان گیرمون بیاد که بخوریم بقیه اش به ما مربوط نیست به ما چه که دولت چنین کردو چنان کرد اکنون ایران در دست دشمنان ایران است دشمن که حتما نباید از دیوار بیاید تا ما در مقابلش بیایستیم این رژیم مصداق همان ضرب المثل قدیمی مار در آستین پروراندن است لا اقل حالا که فهمیدیم مار است وآنهم یک مار خطرناک که هر روزتعداد بیشتری از فرزندان ایران را با زهر خود از پای درمیآورد نشستن وتماشا کردن جائز نیست وقت آن رسیده که دلیران تنگسنان، شیر مردان وشیر زنان قشقائی وبختیاری،.دلیر مردان و دلیر زنان کرد و بلوچ ، آذریهای سخت کوش وشجاع ، میرزا کوچک خانهای گیلکی و مازنی، پارسیان دلاور و هر کس که ملیتش به نام ایرانی مزین است با هم ویکصدا بپا خیزیم واین دژخیمان و دشمنان ایران وایرانی را از صفحه روزگار محو کنیم پیش از آنکه ایرانمان را...


